درخلوتم بادیده ی گریان خوش آمدی

براین کویر ای نم نم باران خوش آمدی

من چون درختی هستم وخشکیده شاخه ام

ای ابر رحمت برسربستان خوش آمدی

سرمی نهم بردامن عشقت به التماس

ای جان من برمحفل جانان خوش آمدی

دیوانه گشتم،این شب تارم سحرنشد

ای بی وفابرخانه ی ویران خوش آمدی

بارفتنت غم دردل من آشیان گرفت

بی دل شدم ازدوری وهجران خوش آمدی

روستای قایش...........شهریورماه۱۳۷۶