دل بشکسته
گوهرازدیده فشانم که مرایاری نیست
درجهان چون دل زارم دل بیماری نیست
درشبی تیره وتاریک به دام افتادم
ای دریغاکه مراشمع شب تاری نیست
امشب ازغصه ی بی هم نفسی می میرم
بهر اندوه دلم همدم وغم خواری نیست
ازشب تیره،رهاگشتن خود نومیدم
این دلم رابه جهان یار وخریداری نیست
ازکه نالان شده ای ای دل بشکسته ی من
که درین شهرمرایاروفاداری نیست
روستای قایــــــــــــش رزن............شهریـــــــــــــورماه۱۳۷۶
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت 1:0 توسط عادل ساعدی خلوص
|
عادل ساعدی خلوص ،مشهور به (ساجدی )متولد1351روستای قایش،رزن،ازتوابع همدان.ساکن تهران کارشناس ارشد زبان وادبیات فارسی وراهبرآموزشی درس فارسی اداره کل آ.پ شهرستان های تهران وآموزگارفرهنگی هستم.دارای دوعنوان تالیف چاپ شده ادبی وآموزشی باعنوان های،مجموعه شعر"باغ خزان دیده"و"کمک درسی علوم پنجم ابتدایی"هستم.دراین وبلاگ سعی خواهم کردتابه معرفی اشعارقدیم وجدیدخودونیزارائه ی مطالب ادبی بپردازم.برای رشدوشکوفایی به نظرات خوانندگان عزیزم نیازمبرم دارم.